پولهای بلوکهشده در ازای اورانیوم؛ توافقی موقت یا عقبنشینی استراتژیک؟ | ماجرای طرح سه صفحهای چیست؟

رویداد۲۴| گزارش اکسیوس از یک تفاهم محدود میان تهران و واشنگتن، تصویری از تلاش برای مهار بحران هستهای ارائه میدهد؛ توافقی که اگرچه بر سر اعداد به نقطه میانی رسیده، اما در جزئیات همچنان با شکافهای عمیق روبهروست.
آنچه اکسیوس منتشر کرده، بیش از آنکه یک توافق جامع باشد، به یک «نقشه موقت برای تنفس» شباهت دارد. به نوشته این رسانه، مذاکرهکنندگان دو طرف روی یک یادداشت تفاهم سهصفحهای کار میکنند که هدفش کاهش فوری تنشها و فراهم کردن فضا برای مذاکرات بعدی است.
در قلب این طرح، ایدهای ساده، اما حساس قرار دارد: آزادسازی حدود ۲۰ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران در خارج، در ازای محدودسازی یا واگذاری بخشی از ذخایر اورانیوم غنیشده. این رقم، بهنوعی مصالحهای میان پیشنهاد قبلی واشنگتن و خواسته تهران تلقی میشود و نشان میدهد دو طرف در سطح کلی به نوعی «عدد مشترک» نزدیک شدهاند.
این روند در ادامه گزارش پیشین رویترز قابل فهم است که از تلاش برای دستیابی به یک تفاهم موقت ۶۰ روزه بهعنوان پل ورود به توافقی بزرگتر خبر داده بود.
اختلاف بر سر پول؛ دسترسی یا کنترل؟
با وجود نزدیکی عددی، نحوه استفاده از این منابع مالی همچنان محل مناقشه است. در حالی که آمریکا ترجیح میدهد این پولها در چارچوبهای محدود—احتمالاً برای خرید کالاهای مشخص—هزینه شود، ایران به دنبال دسترسی مستقیمتر به این داراییهاست.
این اختلاف، در واقع بازتاب همان بیاعتمادی قدیمی است؛ جایی که واشنگتن تلاش میکند اهرمهای نظارتی خود را حفظ کند و تهران میخواهد از محدودیتهای عملیاتی عبور کند.
اورانیوم؛ از انتقال کامل تا راهحل میانه
در سوی دیگر معادله، موضوع اورانیوم غنیشده قرار دارد که بهمراتب پیچیدهتر است. روایت اکسیوس نشان میدهد آمریکا در ابتدا خواهان انتقال کامل این مواد—حتی به خاک خود—بوده، اما ایران چنین گزینهای را نپذیرفته و تنها با رقیقسازی در داخل موافقت کرده است.
در نتیجه، ایدهای میانه شکل گرفته: انتقال بخشی از ذخایر به یک کشور ثالث و رقیقسازی باقیمانده در داخل ایران تحت نظارت بینالمللی. این فرمول اگرچه روی کاغذ قابل اجرا به نظر میرسد، اما در عمل نیازمند توافق بر سر جزئیاتی است که هرکدام میتواند مذاکرات را متوقف کند.
شکاف عمیق بر سر زمان و زیرساخت
اختلافات فقط به پول و مواد هستهای محدود نمیشود. یکی از جدیترین چالشها، مدتزمان محدودیتهای هستهای است؛ جایی که آمریکا به دنبال تعهدی بلندمدت—در حد دو دهه—است، اما ایران چنین بازهای را نمیپذیرد و دورهای کوتاهتر را پیشنهاد میدهد.
در کنار آن، بحث انتقال فعالیتهای هستهای به سطح زمین و کنار گذاشتن تأسیسات زیرزمینی نیز مطرح شده؛ موضوعی که برای ایران جنبه امنیتی دارد و بهسادگی قابل پذیرش نیست.
میانجیها وارد میشوند؛ از اسلامآباد تا آنکارا
در این میان، نقش بازیگران منطقهای پررنگ شده است. به گزارش اکسیوس، پاکستان به عنوان میانجی اصلی، قرار است میزبان دور بعدی مذاکرات در اسلامآباد باشد. همزمان، تلاشهای دیپلماتیک با حمایت ترکیه و مصر ادامه دارد و حتی احتمال برگزاری نشستهای چندجانبه با حضور کشورهای عربی نیز مطرح شده است.
این سطح از درگیری بازیگران منطقهای نشان میدهد که توافق حتی در شکل محدود آن، پیامدهایی فراتر از روابط دوجانبه ایران و آمریکا دارد.
توافقی شکننده در سایه بیاعتمادی
جمعبندی گزارشها نشان میدهد دو طرف بیش از هر زمان دیگری به یک «توافق کوچک» نزدیک شدهاند؛ توافقی که نه برای حل نهایی پرونده، بلکه برای جلوگیری از تشدید بحران طراحی شده است.
با این حال، فاصله در موضوعات کلیدی - از نحوه دسترسی به منابع مالی گرفته تا آینده برنامه هستهای -بهقدری جدی است که حتی این تفاهم محدود نیز روی زمینی لغزنده قرار دارد. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز تعیینکننده خواهد بود، نه صرفاً اعداد و ارقام، بلکه میزان آمادگی دو طرف برای عبور از بیاعتمادی مزمن است.


